سایت جـامع آستـان وصـال شامل بـخش های شعر , روایت تـاریخی , آمـوزش مداحی , کتـاب , شعـر و مقـتل , آمـوزش قرآن شهید و شهادت , نرم افزارهای مذهبی , رسانه صوتی و تصویری , احادیث , منویـات بزرگان...

مدح و ولادت امام حسن مجتبی علیه‌السلام

شاعر : سیدحمیدرضا برقعی
نوع شعر : مدح و ولادت
وزن شعر : مفاعلن فعلاتن مفاعلن فع لن
قالب شعر : قصیده

خبر به بادیه سرمست از انتشار شده‌ست            خبر که از خبر خویش بی‌قرار شده‌ست

موثّـق است خبر، آن‌قـدَر که جـبـرائـیل            به سوی غار حرا باز رهسپار شده‌ست


خبر که مـوجـب آرامـش خـداونـد است            خبر که بر سر اهریمنان هوار شده‌ست

خبر به پیـکـر طاغـوت لـرزه می‌ریـزد            خبر برنده‌تر از تـیغ ذوالـفـقـار شده‌ست

خـبـر بـه آبـی افــلاک نــقـره مـی‌پـاشـد            بیا که عرش مزیّن به گوشوار شده‌ست

خبر رسیده که فصل عـطش به سر آمد            که نیـمـۀ رمـضان ناگهان بهار شده‌ست

جهـان دوبـاره به پـیـرایـه‌ای مـزیّن شد            لباس حُسن به تن کرده، نونَوار شده‌ست

گشـوده غــنــچـۀ لـب نــازدانــۀ زهــرا            که کـائـنـات پـر از دانـۀ انـار شـده‌سـت

قلـم به شـیـوۀ شـمـشـیـر بــازی اعـراب            به رقص آمده، بر صفحه بی‌قرار شده‌ست

که نام دوست قـدم‌رنـجه کرده بر قـلـمم            که بخت با غزل من دوباره یار شده‌ست

غزال طبع من اکـنون به دام افـتاده‌ست            چه خوب شد که به دست حسن شکار شده‌ست

شنیده‌اید که روزی غریبه‌ای گـفته‌ست:            حسن کجاست؟ که قلبم پُر از شرار شده‌ست

و چشم بست و دهان باز کرد و... معذورم            از آنچه گفته، که تاریخ شرمسار شده‌ست

امام گـفـت: زبانت چـقـدر خـشـک شده            گرسنه‌ای نکند؟ چهـره‌ات نزار شده‌ست

برای گـفـتن دشـنـام وقـت بـسـیار است            به من زیاد از این هدیه‌ها نثار شده‌ست

بیا! من و تو نداریم، خـانه خـانۀ توست            محاسنت اخوی! مملو از غبار شده‌ست

تو انتظار نداری، ولی حسن عمری‌ست            برای آمـدنـت غـرق انـتـظـار شـده‌سـت

غریـبـه سـفـرۀ دل باز کرد و سیـر نشد            خلاصه کرد سخن را: دلم دچار شده‌ست

همین حسن که برای غـریبه بـاران بود            برای تـیـرۀ شـب تـیـغ آبــدار شـده‌سـت

حـسن سـوار بُـراق از زمـانه می‌گـذرد            اگر عـجـوزۀ دنـیا شـتـر سـوار شده‌ست

ســلام بـر تـو، ســلامــی بــدون آرایــه            چه باک اگر سخنم شعر یا شعار شده‌ست

نه می‌توان نسرودت، نه می‌توان که شمرد            کرامت حسنی بس که بی‌شمار شده‌ست

نقد و بررسی